تبلیغات
اشعار مردمی به روایت اسناد ساواک - اشعار سروده شده در زمان زندانی بودن امام در قیطریه
 
اشعار مردمی به روایت اسناد ساواک
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حامد جدی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود رادر رابطه با مطالب وبلاگ ارائه فرمایید؟






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

با یورش شبانه به منزل حضرت امام خمینی ( ره) در قم ٬ در نیمه های شب ٬ ایشان را دستگیر و به طرف تهران حرکت دادند. وضع به گونه ای بود که حتی برای نماز صبح هم ماشین را متوقف نکردند و تنها اجازه تیمّم ، آن هم از داخل ماشین به امام داده شد.

زندان قصر اولین مکانی بود که امام را در آن جای دادند. بازپرسی شروع شد و پاسخ امام ٬ یک عبارت بیشتر نبود:

" چون استقلال قضایی در ایران نیست و قضات محترم در تحت فشار هستند ٬نمیتوانم به بازپرسی جواب دهم . روح الله الموسوی "

 

امام را به زندانی در داخل پادگان عشرت آباد منتقل کردند ولی در اثر فشارها ٬ ایشان را به خانه ای ابتدا در داودیه برده و در آنجا تحت مراقبت قرار دادند و از آنجا به قیطریه منتقل نمودند.

در این مدت ٬ کابینه اسدالله علم سرنگون شد و حسنعلی منصور مأمور تشکیل کابینه گردید. جواد صدر  پسرصدرالاشراف  وزیر کشور بود که در فروردین 1343 در قیطریه به دیدار امام رفت و پس از آن در نیمه شبی به طور مخفیانه ٬ ایشان را به قم منتقل کردند.

این شعر در زمان زندانی بودن امام در قیطریه ٬ سروده شده است. چراغ برق کوچه شرقی جنب مسجد شاه [مسجد امام فعلی در تهران] اجازه کندن این اشعار دستنویسی را به مأمورین نداده است ٬ تا اینکه اول از آن رونوشت تهیه کرده و سپس آن را تراشیده اند.

     شاه را گر [ گو] مرجع تقلید را آزاد کن                    مسلمین دل خسته را از این الم دلشاد کن

      گر نداری رحم بر ملت بیا اندیشه کن                      از ورق گردانی این چرخ بدبنیاد کن

      گر که مینازی بر تخت و تاج و اقتدار                      این جهان فانی است تاریخ پدر را یاد کن

       رهبران پیشوای ملت و زندان کجا                         خویشتن را آماده بهر کیفر میعاد کن

        اینکه می خواهی دوام سلطنت از خون خلق          یادی از آن روزهای آخر مرداد کن

       گر که این مشروطه باشد اف بر این مشروطه باد      ای دموکراسی نما اعلام استبداد کن

         سازمانهائی دهی تشکیل بر آزار خلق                  خلق را آسوده از این لانه جلاد کن

         دوستان را میکنی سرکوب بهر دشمنان               دوست را دریاب و نامی بهر خود ایجاد کن

         سوختند ایرانیان از آتش بیگانگان                      این بساط ظلم را یا رب تو خود بر باد کن

         حق و باطل این زمان گردیده با هم روبرو               بگذر از سر خلق را در راه حق ارشاد کن


 





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
شنبه 20 خرداد 1391
حامد جدی